
حمید متبسم یارآشنای عاشقان موسیقی ایران .غربت نشین ساکن هلند.از کی و چگونه ساکن اروپا شدید؟
از سال (1365 )در اروپا زندگی می کنم لیکن غربت نشین نیستم و در هیچ کجای دنیا احساس غربت نمی کنم، وطن من موسیقی ایران است و هموطنانم شنوندگان و مخاطبان عاشق موسیقی، و همکا رم توئی که در هر سطحی در هر گوشه این خاک ساز بدست داری، از هر رنگ واز هر نژاد، سرزمین موسیقی مرز ندارد و زبانش فراگیر ترین زبان های دنیا ست.
هرچند که در سراسر ایران علاقه مندان به موسیقی مخصوصا جوانان از کارهای شما آگاهی کامل دارند ولی در این سالها چه کرده اید؟
آهنگسازی و تولید موسیقی که در دوازده آلبومی که تا بحال از من منتشر شده متمرکز است، تدریس و ایجاد گروه ها ، مراکز و جلسات علمی و عملی موسیقی مانند سمینار سالانه.
شما با وجود دور بودن از ایران جایگاه خاصی بین جوانان دارید علت آن چیست؟
واقعا دارم؟..... اگر دارم شاید دلیلش ارتباط سلامت ما با هم است. اینجا کنایه ای یا تعارفی در کار نیست بلکه تو گاهی با انسان هائی که از نزدیک نمی شناسی از طریق کارت ارتباطی داری که با آنها که می شناسی نمی توانی بر قرار کنی.
از گروه دستان بگویید که یکی از ستون های آن هستید؟
دستان خانواده ماست و زندگی ما، دستان گیاهی است که به دست خودمان آبیاریش کردیم و برگ برگش را می شناسیم، پهلوانی است نه در افسانه و نه روی کاغذ، بلکه در گود.اگر چه برای رسیدن به اینجائی که هست از همه ما عمر گرفته ولی امروز خودش زندگی بخش است.
مدتی با گروه عارف همکاری داشتید این ارتباط هنوز هم هست؟ کمی از این گروه صحبت کنید.
برای دوام گروه باید گروهی اندیشید و خود را مانند مهره ای از یک سیستم بزرگ دانست، بدون این تفکر کار گروهی میسر نیست.البته هر کار و هرپدیده ای زمان خودش را دارد و همیشگی نیست.گروه عارف زمانی با اتوریته پرویز مشکاتیان اداره میشد و برنامه ریزی ها و سیاست ها ی کاری تنها از طرف سرپرست گروه اعمال می شد وهمه بخاطر عشق و احترام به او می پذیرفتند.یک چنین سیستمی در صورتی دوام خواهد داشت که از حمایت مالی محکمی برخوردار باشد، مانند ارکستر های سیمفونیک رسمی دنیا.آنجا به نوازنده می گویند که قراردادت اینگونه است این ساعت می آئی و می روی و رهبرت آن است و اینجا می نشینی. در حالی که اینجا مورد کاملا متفاوت است و عشق و احترام و گذشت می خواهد که .........!
به هر حال ارتباط عاطفی من با گروه عارف و بخصوص با پرویز مشکاتیان مربوط به این حرفها نمی شود.به نظر من بازتاب کار عارف و پرویز مشکاتیان مهم است که جاودانه است وهر یک از آثار او به عمر کاری بسیاری می ارزد.
شما یکی از چاووشیان هستید از چاووش بگویید؟
چاووش سهم بزرگی در زمان خویش در موسیقی ایران داشته و موقعیت کنونی بسیاری از ما فرزندان آن زمان نیز متاثر از اوست.چاووش متعلق به دوره ایست ویژه که آدم هایش نیز تحت تاثیر آن دوره ویژه بودند. ایجاد آن چنان شرایطی در این دوره غیر ممکن است.آنچه در آن روزگار گذشت امروز افسانه است. عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
تلاش پیگیر و خستگی ناپذیر شما در معرفی هر چه بیشتر هنرمندان و بزرگان موسیقی ایران به جهان غرب (کنسرت های استاد بهاری. ایرج بسطامی.پریسا.....)و از سوئی دیگر آموزش و معرفی چهره های جوان(گروه چکاوک.مضراب.وسمینار های تار و سه تار)راخودتان چگونه ارزیابی مینمایید؟
اینها کار هائیست که هر موسیقیدانی باید انجام بدهد، این است که نه ادعائیست و نه طلبی.
منبع : هنر و موسيقي

كيهان كلهر را از زمستان سال ۱۳۷۱ شمسى مى شناسم. كنسرت او با گروه دستان و ايرج بسطامى در تالار وحدت كه بعدها بخش هاى عمده آن در دو آلبوم بوى نوروز (بخش سه گاه) با صداى ايرج بسطامى و سرو سيمين با صداى افتخارى منتشر شد، نويدبخش چهره تازه اى در كمانچه نوازى بود. حركات زياد او در هنگانم نواختن كه در همان آلبوم هم مرا به ياد لولى وش مغموم اخوان ثالث انداخت، با نحوه كمانچه نوازى هاى پيشينيان متفاوت مى نمود.
بايد توجه داشت حفظ نسبى موقعيت ثابت كمانچه و حركت آرشه به نوعى به سنت كمانچه نوازى مبدل شده است. اين در حالى است كه كمانچه نوازهاى باكو به ويژه هابيل على اف، هم آرشه را تغيير موقعيت مى دهند و هم كمانچه را با حركت فراوان مى نوازند. از اين رو اين حركت هاى كلهر را مى توان شبيه كمانچه نوازى هاى هابيل على اف دانست. در همان كنسرت كلهر آنچنان در همايون مى نواخت و تكنوازى مى كرد كه آه از نهاد همه شنوندگان برآمده بود. كلهر در همانجا هم از پيتسيكاتوهاى فراوان هم در آهنگ ها و تصنيف ها بهره مى برد كه اين خود براى شنوندگان كمانچه تا حدودى بدعت محسوب مى شد. پيتسيكاتو در سازهايى مانند كمانچه و ويولن به نواختن با ناخن به جاى آرشه گفته مى شود و خوانندگان مى توانند اين تكنيك را در كنسرت همنوا با بم شجريان در تصنيف فرياد توسط كلهر ببينند.
بايد توجه داشت كه نوازندگان سنتى كمانچه، پيتسيكاتو را فرزند ناخلف تكنيك هاى ويولن و از آثار ناشايست آن بر شيوه كمانچه نوازى اصيل مى دانند. اين در حالى است كه كيهان كلهر استاد صاحب سبك پيتسيكاتو در كمانچه است. پيش درآمدى كه در چهارگاه در آلبوم آخرين ديدار بامدادى نواخته است گوياى اين هنر اوست. حضور كوتاه او در همان سال ها در ايران ضبط آلبوم ديگرى به نام شب سكوت كوير را هم سبب شد كه ساليانى بعد منتشر شد. در اين آلبوم كلهر هرچند از تم هاى آزاد و محلى استفاده كرده است، اما گويا ميكس آواز و موسيقى در سال هاى بعد تا حدودى شنوندگان را از شنيدن غايت هنر كلهر باز داشته است. هرچند پس از انتشار شب سكوت كوير، نخستین ديدار بامدادى كلهر بسيار شنيدنى بود.
در سال هاى بعد كمتر اثرى از كمانچه نوازى كلهر در داخل كشور منتشر شد، اما انتشار بخشى از كنسرت هاى محمدرضا شجريان با كلهر، عليزاده و همايون شجريان، بار ديگر توجهات را به سوى او جلب كرد. آلبوم بى همگان به سر شود شجريان را بايد آلبوم ويژه اى ارزيابى كرد. هنرنمايى هاى عليزاده و كلهر در پيش درآمد نوا را بايد در ضمن پيچيدگى هاى فراوان نوازندگى و تكنيكى نقطه عطفى در هارمونيزه كردن آهنگ در موسيقى سنتى با دو ساز ارزيابى كرد. _ اين اتفاق در برخى آثار لطفى مانند برادر بى قرار هم در قبل از انقلاب رخ داده است-. شايد بتوان گفت كه كيهان كلهر در اين آلبوم شنوندگان بسيارى را با كمانچه آشتى داد. من حتى تاثير ساز كلهر را در نامزدى اين آلبوم براى جايزه گرمى بسيار مى دانم. انتشار نوار فرياد شجريان هم بار ديگر بر هنر كلهر در موسيقى ايرانى و شيوه هاى جديد او در كمانچه نوازى صحه گذاشت.
اما شايد آلبوم هاى غزل ۱ تا ۳ كلهر كه با سيتار شجاعت حسين خان انتشار يافت را بتوان شوك جديدى براى شنوندگان آثار كلهر دانست. هم نوازى و جواب هاى دو ساز كمانچه و سيتار در اين آلبوم ها به ويژه غزل ،۲ حتى براى گوش هاى غيرحرفه اى جذابيت فراوان دارد.
غزل نيز كانديد جايزه گرمى بود. موج انتقادات به كمانچه نوازى كلهر را بايد پس از انتشار غزل دانست. اين موج كه تا همين اواخر در محافل خصوصى و كلاس هاى موسيقى مستر رواج داشت به يكباره به روزنامه ها هم درز يافت و شيوه نوازندگى كلهر غيرسنتى، بدعت گذار، صرفاً تكنيكى، بدون روح و كم توجه به اصالت ها خوانده شد. اما در همين حال آلبوم هاى كلهر با استقبال نسبى مواجه بود. در آيينه آسمان كه در سال ۸۲ انتشار يافت و ضبط آن در ۱۳۷۹ صورت پذيرفته بود را بايد گام ديگر كلهر در موسيقى نواحى ارزيابى كرد كه با تنبور على اكبر مرادى خوش به بار نشسته بود.
اكنون دو اثر از كلهر منتشر شده است _ باران و كنسرت جاده ابريشم _ كه باز هم توانايى هاى كلهر و نوآورى هاى او را در كمانچه نوازى بيشتر عيان مى كند. هميشه بر موسيقى ايرانى ايراد گرفته اند كه اتكاى بسيار به رديف دارد و رديف را به مثابه شعر كلاسيك خوانده اند و نيمايى را بر رهايى موسيقى از رديف به مانند جدا شدن قالب هاى شعرى از شعر كلاسيك آرزو كرده اند. اما هميشه هم نيماهاى موسيقى ايرانى را انكار كرده اند و مخالف موسيقى اصيل خوانده اند و آنان را به كنج عزلت كشانده اند و شنوندگان را از سازهايشان محروم كرده اند.
وداد حسينى
منبع : شرق
امیدوارم حال تمامی دوستان خوب باشد
برای شما عزیزان عکسی از استاد تهیه شده است که امیدوارم لذت ببرید
دوستان عزیز من به علت کنکور کمتر در خدمت شما خواهم بود
از نظرات و ایمیل های شما عزیزان متشکرم
خدا نگهدارتان
یا حق
برای دیدن عکس به قسمت ادامه مطلب مراجعه فرمایید
ادامه مطلب
اردشیر کامکار - نوازنده کمانچه گفت : نظر "محمدرضا لطفی" درباره نوازندگی کمانچه محترم است اما نظر من متفاوت است.
ضمن بیان این مطلب افزود : ساز از نظر من وسیله ای است که انسان برای بیان احساساتش در دست می گیرد.
او اظهار داشت : نواختن ساز مانند لهجه ،افکار و جهان بینی در نزد هر کسی متفاوت است. لزومی ندارد شاگردی که در نزد من نوازندگی کمانچه را آموخته و حالا به درجات بالا رسیده ، درست طبق اصول و نظرات من ساز بزند.
به اعتقاد کامکار در صورتی که یک طرز فکر غالب شود جهان از تنوع خالی می شود.
این نوازنده کمانچه تاکید کرد: این درست که اصالت ردیف های موسیقی ایرانی باید حفظ شود اما نباید خودمان را در چارچوب قرار بدهیم و این طور معتقد باشیم که اگر پایمان را از حدود آن چارچوب و قاعده فراتر بگذاریم محکوم به فنا خواهیم بود.
کامکار بحث و نظرها درباره گفته های اخیر محمدرضا لطفی درباره موسیقی ایرانی و نوازندگی و پاسخ هایی که در واکنش به آن ها داده شده خالی از فایده دانست و گفت : موسیقی حمایت مردمی و دولتی می خواهد. اگر این حمایت باشد نه من جای کسی را خواهم گرفت و نه کسی خواهد توانست جای مرا بگیرد.
او در پایان تاکید کرد: موزیسین ها بهتر است جای این حرف ها بروند کار کنند تا در آن چه هستند موفق تر بشوند. مهم کار و عمل صادقانه است. با حرف کسی به جایی نمی رسد.
اردشیر کامکار در حال حاضر مشغول آماده کردن کتابی حاوی 30 قطعه برای کمانچه است. این قطعات هم به صورت اتود و برای مشق و هم به صورت ملودی در کتاب او چاپ می شود
منبع : مهر
محمد رضا لطفی روز یکشنبه در دانشگاه هنر به ایراد سخنرانی خواهد پرداخت .
بنا به این اعلام و به دعوت دانشجویان موسيقي دانشگاه هنر محمدرضا لطفی ساعت 17 روز یکشنبه 7 خرداد برای ایراد سخنرانی به در تالار فارابی دانشگاه هنر خواهد رفت .
این سخنرانی پژوهشی در باب انواع موسیقی در ایران زمین و چگونگی برخورد با آن است .
منبع : هنر و موسیقی
((خود شما قضاوت کنید))
جمعي از اعضاي انجمن اسلامي ادارهي برق اراك، تعدادي از خواهران كانون قرآن يزد و جمعي از هيات 14 معصوم ساري با آيتالله العظمي صافي گلپايگاني ديدار كردند.
در اين ديدار آيتالله العظمي صافي گلپايگاني، تصريح كرد: افتخاري بالاتر از خادم اهل بيت بودن و خود را به آنان وابسته كردن نيست و هيچ امري بالاتر از اين نيست كه انسان مقاصد آنها را در جامعه پياده كند.
وي، شيعه بودن را بزرگترين افتخار دانست و خاطرنشان كرد: بايد شايستهي اين مذهب باشيم و آن را قدر بدانيم، به گونهاي كه وقتي مردم ما را ميبينند منسوب به اهل بيت (ع) بدانند و باعث خوشحالي اهل بيت شويم و اگر به هر كاري كه باعث خوشحالي اهل بيت (ع) ميشوند، پايبند باشيم، سبب افتخار براي جامعهي تشييع ميشود.
اين مرجع تقليد، با اشاره به احاديث تصريح كرد: امتي كه در آن موسيقي و آلات موسيقي وجود داشته باشد، رستگار نخواهد شد. پيامبر از ما انتظار دارد فعاليتها و برنامههاي خود را ديني كنيم و سخاوت و برادري و رحم و انصاف را در ميان خود رواج داده و با دستورات الهي مخالفت نكنيم.
آيتالله العظمي صافي گلپايگاني، با اشاره به اهميت همنشيني با قرآن، خاطرنشان كرد: هر كس با قرآن مجالست و نشست و برخاست كند بر بصيرت و روشنايياش افزوده خواهد شد
منبع : ايسنا
هوشنگ کامکار - آهنگساز و مدرس موسیقی گفت : وعده های "محمدرضا لطفی" درباره ایجاد تحول در وضعیت امروز موسیقی ایرانی غیر عملی است و بیشتر به تبلیغات برای مطرح شدن می ماند.
هوشنگ کامکار با بیان این مطلب افزود: او بی این که واقعیت ها را در نظر بگیرد تصمیماتی گرفت و پیشنهادهایی داد که به نظرم از اجرای خیلی هاشان بر نخواهد آمد. شما از هر موزیسین و حتی دانشجوی این رشته نظر خواهی کنید برای شما کلی طرح ارایه خواهد کرد اما آیا عمل کردن به این طرح ها به اندازه گفتنشان ساده است؟!
سرپرست گروه کامکارها اظهار نظرهای "محمدرضا لطفی" درباره نوازندگان کمانچه را مردود شمرد و گفت: او هنوز در حال و هوای گذشته است و فکر می کند اگر نوازنده ای مثل بهاری ننوازد، کمانچه نواز خوبی نیست و کارش عیب دارد. لطفی متاسفانه فرق محیط و زمانه امروز با قدیم را در نظر نمی گیرد.به گفته کامکار دلیلی وجود ندارد که یک نوازنده تار امروزی درست مانند "میرزا حسینقلی" تار بنوازد.
او افزود: قیاسی که او می کند قیاس مع الفارق است. چرا من باید مثل حسینقلی خان تار بزنم وقتی که سازی که ساخته شده با سازی که او آن را می نواخته متفاوت است؟ بگذریم که محیط و روزگار من با زمانه او به کلی متفاوت است.
این مترجم اظهار داشت : لطفی ضعف های تکنیکی نوازندگان قدیمی را به حساب اصالت آن ها می گذارد اما باید اذعان داشت که این ها ضعف هستند و نه اصالت. کاری را که آن زمان مرحوم برومند در حفظ و نگهداری ردیف کرد امروز نوارهای کاست می کنند. به این اعتبار برومند یک ضبط صوت بود. حالا دیگر حفظ کردن به منظور نگهداری از ردیف هنر محسوب نمی شود.کامکار معتقد است که لطفی با این گونه حرف ها خودش را زیر سوال برده است.
او در این باره گفت: فرج پوری به نظرم جوابی منطقی به لطفی داده است. او گفته بود: "آقای لطفی! پس شما چرا سه تار را مثل تنبور می نوازید؟" جالب نبود که هنرمند مطرحی مثل لطفی خودش را با این حرف ها زیر سوال ببرد. لطفی جای این که برود و صفحات روزنامه ها را اشغال کند باید برود سر کلاس و شیوه تارنوازی خودش و ردیف را تدریس کند.
این آهنگساز در پایان یادآوری کرد: لطفی به ایران که آمد وعده داد ارکستر تشکیل می دهد و فلان کار را می کند. حالا همه می پرسند پس چه وقت به وعده هایش عمل می کند؟ گفتن این حرف ها بدون در نظر گرفتن شرایط و امکانات امروز بیشتر در حوزه کلام کاربرد دارد.
منبع : مهر
مهدی آذرسینا - نوازنده کمانچه گفت : طرح صحیح و اصولی مسائل مربوط به موسیقی به کلیت جریان موسیقی کمک می کند.
وي ضمن بیان این مطلب افزود : بحث بر سراین است که هم طرح مسئله باید درست باشد و هم جوابی که داده می شود. من در مجموع با انتقاد علنی و با ذکراسامی مخالفتی ندارم اما به شرطی که با هدف ارتقاء و بهیود وضعیت کلی موسیقی صورت بگیرد نه با اهدافی که پسندیده نیست.
خالق آثاری چون "سیاوشانه"و"سیاه مشق"در باره برخی اظهار نظرهای محمدرضا لطفی مبنی بر پیشرفت نکردن موسیقی طی بیست سال گذشته گفت : من فکر می کنم نظر ایشان تا حدودی موسیقی پس از مهاجرتش را زیر سوال می برد.موسیقی در این مدت پیشرفت های بسیاری کرده است و طبیعی است که فعالیت های جدی موسیقی ازدید ایشان(به علت مهاجرت بیست ساله) پنهان مانده است .این کمانچه نوازدر باره سنت گرایی صرف ونوازندگی به شیوه قدما اظهار داشت : به هر حال هر نوازنده ای نظرات خاص خودش را دارد . پرداختن به مبانی سنتی موسیقی و بهره گیری از اصالت ها امری پسندیده و به نفع موسیقی است.اما سنت گرایی صرف و غافل ماندن از زمان حال هیچ نتیجه ای در پی ندارد.
عضوهیات مدیره کانون نوازندگان خانه موسیقی وخالق اثر"صفیر سیمرغ" (بیش از سه ساعت تکنوازی کمانچه) مشخصا در مورد صحبت های لطفی وکمانچه نوازان گفت : در آن مورد گفتنی بسیار است ومن نظراتم را به صورت یک نوشته بلند بزودی ارائه خواهم داد.مهدی آذرسینا،روایتگر ردیف موسیقی میرزا عبدالله، در پایان گفت : به هر حال برای رسیدن به نتیجه ای روشن و پیشبرنده باید نظرها را مورد بحث و انتقاد قرار داد. امیدوارم فضای آزاد مکالمه میان موسیقیدانان ، نوازندگان و همه اهالی موسیقی به وجود بیاید
منبع : مهر
