تبليغاتX
کیهان کلهر

نام سریال جاده ابریشم‎ ‎‏(که همانند نسخه اول آن توسط تلویزیون ‏NHK‏ ژاپن تهیه شده است)، خود به تنهایی شنونده ایرانی را که خاطراتش ‏از سریال و موسیقی آن با روزهای سخت جنگ تنیده شده بوده است، با دنیایی جذاب و نوستالژیک روبرو می کند. اما این مجموعه در ‏مقایسه با موسیقی کیتارو، اثری است کاملاٌ متفاوت. ‏
آلبوم منتشر شده که به نقل از یکی از آهنگسازان آن (کیهان کلهر) گزیده ای از بیش از 3 ساعت موسیقی ساخته شده برای این مجموعه 10 ‏قسمتی است، شامل آهنگسازی های دو هنرمند ایرانی و چینی است و بخش هایی نیز به بداهه نوازی گروهی اختصاص دارد. مدیریت هنری ‏پروژه بر عهده یویوما هنرمند برجسته ژاپنی/آمریکایی بوده است.‏
در گذشته سفر از شرق به غرب در جاده ابریشم، ماه ها و چه بسا سالها به درازا می کشید. مسیری که اما امروز با هواپیما 10 ساعته طی ‏می شود و مسافر به همان سرعت از پیشینه و تاریخ این مسیر گذر می کند بدون آنکه تجربه ای از آن بدست آورد. کاروان های عهد قدیم به ‏دلیل همان گذران زمان های طولانی در هر منطقه، با خلق و خو و آداب و رسوم هر قوم و ملیت بیشتر آشنا و عجین می شدند. خصیصه ای ‏که در موسیقی سریال دوم  نیز به وضوح احساس می شود. بیش از 6 سال معاشرت آهنگسازان و هنرمندان این مجموعه برای به ثمر رساندن ‏کار، باعث شده است تا آنها به درک مطلوبی از روحیات هنری یکدیگر برسند. سفر هنری چند ساله کیهان کلهر، ژائو ژیپینگ و باقی هنرمندان ‏‏(ای کاش نامشان در دفترچه آلبوم می آمد) در آهنگسازی ها و بداهه نوازی ها به شدت نمود دارد. موسیقی جاده ابریشم فضاهایی مینیمال و ‏اثرگذار خلق کرده است که در آن از زیاده گویی های متداولی که معمولاٌ در همنشینی هنرمندان از ملیت های مختلف اتفاق می افتد (و گاهی ‏اوقات به خودنمایی هایی آزاردهنده تبدیل می شوند) خبری نیست. گرچه سریال را ندیده ام اما با اکتفا به نام قطعات و فضای آهنگسازی ها ‏می توان تصاویری زیبا از چین تا ایران و آنطرف تر را تداعی کرد. قطعات «چهار نعل هزار اسب» یا «از دیرباز» (هر دو ساخته کیهان کلهر ) و ‏‏«پژواک شهر  گمشده» (ساخته ژائو ژیپینگ) بارزترین آنها هستند. البته «کوه ها خیلی دوراند» (کیهان کلهر) هم بسیار شنیدنی است.‏
نکته جالب در تهیه موسیقی این سریال، تضادی است که ‏NHK‏ میان تکنیک فیلمسازی و آهنگسازی سریال اش انتخاب می‌کند. سریال اول ‏که در عصر سینمای غیر دیجیتال تهیه شد، بطور کامل با موسیقی الکترونیک هنرمند مشهور ژاپنی (کیتارو) همراه بود. حال سری دوم از همین ‏کنتراست ولی بصورت معکوس استفاده کرده است و تکنیک تصویرسازی دیجیتال معاصر، موسیقی کاملاٌ غیرالکترونیک را به کار گرفته است.‏
در انتها نیز اشاره ای کوتاه به شکل عرضه این اثر: طراحی زیبای دفترچه این مجموعه چهار برگی (علیرغم داشتن فضای کافی که لطمه ای ‏هم به گرافیک آن نزند) فاقد اطلاعات کافی در باره موسیقی و هنرمندان آن است. بخصوص آنکه حضور هنرمندان متعدد در اغلب قطعات و ‏همچنین نقش آفرینی در چهار قطعه بداهه نوازی گروهی، ایجاب می کرد که مخاطب از هویت و تخصص آنان نیز (و نه تنها تصویرشان) ‏آگاه گردد. از طرفی دیگر، با بازکردن دفترچه آلبوم با تصویری از کیهان کلهر و یویوما در کنار هم و در حال نواختن کمانچه و ویلنسل ‏برخورد می کنیم ولی نه تنها اسمی از یویوما نیامده است بلکه اگر شنونده نا آشنا با چهره یویوما  این تلقی را داشته باشد که صاحب عکس ‏همان آهنگساز چینی مجموعه است (که نامش بر روی جلد آمده)، بیراه نرفته است. فارغ از این مسائل، جاده ابریشم کاری است شنیدنی و ‏کیهان کلهر آهنگسازی دوست داشتنی.

‏‎|‎‏ رامین صدیقی ‏‎|‎‏ 

موسیقی فیلم جاده ابریشم  ****‏
کیهان کلهر – ژائو ژیپینگ‏
شرکت آوای دوست 1385‏
مدت 60:20 دقیقه‏



منبع : سايت فرهنگ و آهنگ
 
نوشته شده توسط محسن در ساعت 1:53 بعد از ظهر | لینک  | 

Ostad kalhor & yoyama

ازوالدو گولیف" آهنگساز مشهور آرژانتینی از نوازندگی کیهان کلهر در موسیقی فیلم "جوانی بدون جوانی" اثر "فرانسیس فورد کاپولا" استفاده می کند .

فرانسیس فورد کاپولا خالق سه گانه های " پدرخوانده " مشغول ساخت آخرین فیلم خود در کشور رومانی است.


استاد کلهر هم اکنون در این کشور مشغول ضبط قطعاتی به صورت تکنوازی با ساز کمانچه است که برای بخش هایی از این فیلم توسط "ازوالدو گولیف" درنظر گرفته شده است .


پیش ازاین کلهر، آهنگسازی بخش هایی از موسیقی فیلم مستند جاده ابریشم را که محصول شبکه NHK ژاپن بود، با همکاری ژائو ژیپینگ ( آهنگساز چینی ) برعهده گرفته بود


نوشته شده توسط محسن در ساعت 4:22 بعد از ظهر | لینک  | 

استاد کيهان کلهر برای علاقه مندان موسيقی ايرانی نامی آشنا است. اين نوازنده چيره دست کمانچه، علاوه بر تسلط بر موسيقی سنتی ايرانی و کار کردن با استادانی چون محمدرضا شجريان، شهرام ناظری و حسين عليزاده، در دانشگاه کارلتون اتاوا نيز موسيقی غربی خوانده است و آلبوم های چهارگانه "غزل" را به همراه موسيقی دان هندی شجاعت حسين خان در نيويورک ضبط کرده است.


او امسال به همراه اردال ارنيزجان نوازنده ترک در چندين شهر اروپا و آمريکای شمالی کنسرت دونوازی اجرا کرد که آخرين اجرای آن در روز ۲۹ اکتبر در شهر تورنتو بود. به همين مناسبت با او به گفت و گو نشستيم.


در مورد تور اخيری که به آمريکای شمالی داشتيد و کنسرتی که اجرا خواهيد کرد، کمی توضيح بدهيد:


کنسرتی که اجرا خواهم کرد، کنسرتی دو نوازی است به همراه نوازنده ترک اردال ارنيزجان که سازی ترکی به نام " بالامان" می نوازد


البته در زبان ترکی به اين ساز "ساز" می گويند اما ما در فارسی آن را به نام بالامان می شناسيم. من و اردال ارنيزجان يک آلبوم با هم ضبط کرديم و بعد تصميم گرفتيم که با هم اين تور را همراهی کنيم.يک قسمت از اين تور در اروپا بود. اين قسمت آمريکای شمالی آن است.


شما در آلبوم های "غزل" با يک موسيقی دان هندی و در اين آلبوم اخير با يک موسيقيدان ترک همکاری کرديد. ممکن است علت کار کردن با موسيقيدانان غير ايرانی را توضيح دهيد؟


اين بخشی از کار من است که علاقه دارم با موسيقدانانی که از فرهنگ های ديگر هستند همکاری بکنم


مثلا همان طور که شما هم گفتيد با يک نوازنده از شمال هند به اسم شجاعت حسين خان فعاليت داشتم آن هم چند سال مداوم و چهار آلبوم با هم داريم و تا به حال چندين تور با هم رفته ايم.


با نوازندگانی که موسيقی کلاسيک غرب را هم کار می کنند، کار کرده ام. من اعتقاد دارم که اين کار اولا باعث می شود موسيقی ايرانی به کسانی که موسيقی ايرانی را نمی شناسند و به کنسرت موسيقی ايرانی نمی آيند، معرفی بشود ثانيا بايد توجه داشت که در دنيايی که ما امروز زندگی می کنيم موسيقی يک علم شخصی نيست و به مملکتی خاص بستگی ندارد.


کما اينکه قبل از اين هم نبوده اما اکنون باب تر است که مردم از فرهنگ همديگر بيشتر بدانند و با هم بيشتر ارتباط داشته باشند و من فکر می کنم اين هم قسمتی از همان طرز فکر است.


درسی که شما در موسيقی غرب خوانديد چه کمکی به کار شما در موسيقی ايرانی کرد؟


خب اين کمک می کند که آدم زبان ديگری را ياد بگيرد و زبانی که شخص ياد می گيرد درکاری که انجام می دهد موثر خواهد بود


ممکن شما در باره استفاده از آواز در موسيقی خود توضيح بدهيد؟


من کمتر از آواز در کارم استفاده کردم. بيشتر دوست داشتم که کار سازی انجام دهم فقط در مرحله های خاصی در کارم با خواننده هم کار کردم که ترجيح اول من نبوده است.


فکر می کنم که به موسيقی سازی در فرهنگ ما کمتر توجه شده بنا به مسائل فرهنگی و من دوست دارم بيشتر روی موسيقی سازی کار کنم و آن را ارائه بدهم.


آيا شما در اجراهای خود بيشتر بداهه نوازی می کنيد يا از موسيقی نوشته استفاده ميکنيد؟
بستگی به پروژه ای دارد که در دست است. بعضی ها مثل برنامه ای که در تورنتو اجرا شد بيشتر بداهه است ولی اگر با گروه کار بشود قسمت های بداهه کمتر است و بايد قسمت های ساخته شده ای هم باشد.


در واقع اجرای اصلی تلفيقی از اين دو می شود. اين در حالی است که با موسيقی دان های غربی بايد بيشتر از موسيقی نوشته استفاده کرد چرا که فرهنگ بداهه در غرب تاثير زيادی ندارد.


موسيقی در غرب به صورت نوشتاری آموزش داده می شود و همان طور هم اجرا می شود. بنا بر اين با آنها کمتر می شود بداهه نوازی کرد.


در باره سفر خود به غرب، فراگرفتن موسيقی غربی و بعد بازگشت به ايران توضيح بدهيد؟


البته يک قسمت آن شخصی است؛ من علاقه داشتم که نوعی زندگی را تجربه کنم و چيز هايی را ياد بگيرم .


اين تجربه در برهه ای از زندگی من صورت گرفت و گذشت. الان از نظر من دليلی ندارد که من خارج زندگی بکنم. علی الخصوص اکنون که نسل سوم موسيقی دان های ما بيشتر علاقه دارند که چيز های جديد را تجربه کنند و از عواملی که در همه جای دنيا وجود دارد بهره بگيرند.


برای همين من تصور کردم در اين مرحله خاص من در صورتی که در ايران زندگی کنم می توانم تاثير گذار باشم و به نسل جوان کمک بکنم

گفتگو از صابره محمدکاشی

نوشته شده توسط محسن در ساعت 2:20 بعد از ظهر | لینک  | 
 





Powered by WebGozar